. . .
چرا کسی چشماشو باز نمیکنه ؟ چرا کسی فریاد نمیزنه ؟ چرا همه ساکت شدن ؟ چرا دیگه صدای الله اکبر نمیاد ؟ نکنه همه یادشون رفته چه بلایی سرشون اومده ؟ وقتی خیلی کوچیک بودم همیشه دلم میخواست تو زمان انقلاب بود ، به هر کی میگفتم همه میگفتن خدا نکنه ، ولی من خیلی دلم میخواست اون زمان بودم ، دلم میخواست ببینم چه جوریه . حالا میفهمم چه جوریه . خودم دارم میبینم ، ولی کاش هیچ کس این روزا رو نمیدید . دیگه دلم نمیخواد ببینم ، حالا میفهمم چرا همه میگفتن خدا نکنه . چه ارزوی مسخره ای داشتم . میدونین بدیش چیه ؟ اینه که دشمن خودیه ! به مجنون چون رسیدم یا علی گفت زلیلی هم شنیدم یا علی گفت مگر این وادی دارالجنون است که هر دیوانه دیدم علی گفت نسیمی غنچه ای را باز میکرد به گوش غنچه کم کم یا علی گفت چمن با ریزش باران رحمت دعایی کرد او هم یا علی گفت یقین پروردگار آفرینش به موجودات عالم یا علی گفت دمی که روح در آدم دمیدند زجا برخاست آدم یا علی گفت چگونه زنده می شد جان مرده یقین عیسی ابن مریم یا علی گفت علی را ضربتی کاری نمی شد گمانم ابن ملجم یا علی گفت مگر خیبر زجایش کنده می شد یقین آنجا علی هم یا علی گفت . فکر کنم تا چند وقت دیگه امام زاده ها رو هم به جرم اینکه پارچه و چراغ سبز زدن ببندن .![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |




