تبليغاتX
اکنون
اکنون

. . .

چرا کسی چشماشو باز نمیکنه ؟ 

 چرا کسی فریاد نمیزنه ؟  چرا همه ساکت شدن ؟ 

  چرا دیگه صدای  الله اکبر  نمیاد ؟

 نکنه همه یادشون رفته چه بلایی سرشون اومده ؟    

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 20:55 توسط پگاه| |

ایا هنوز هم کسی هست که بخندد ؟

نوشته شده در جمعه ششم آذر 1388ساعت 12:40 توسط پگاه| |

تو این هوا میچسبه . . .    نه ؟!



نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 15:48 توسط پگاه| |

فعلا تعطیله 


نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 13:12 توسط پگاه| |

وقتی خیلی کوچیک بودم همیشه دلم میخواست تو زمان انقلاب بود ، به هر کی میگفتم همه میگفتن خدا نکنه ، ولی من خیلی دلم میخواست اون زمان بودم  ، دلم میخواست ببینم چه جوریه . 

حالا میفهمم چه جوریه . خودم دارم میبینم ، ولی کاش هیچ کس این روزا رو نمیدید . دیگه دلم نمیخواد ببینم ، حالا میفهمم چرا همه میگفتن خدا نکنه . چه ارزوی مسخره ای داشتم .

میدونین بدیش چیه ؟ اینه که دشمن خودیه !

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 15:15 توسط پگاه| |

به مجنون چون رسیدم یا علی گفت زلیلی هم شنیدم یا علی گفت مگر این وادی دارالجنون است که هر دیوانه دیدم علی گفت نسیمی غنچه ای را باز میکرد به گوش غنچه کم کم یا علی گفت چمن با ریزش باران رحمت دعایی کرد او هم یا علی گفت یقین پروردگار آفرینش به موجودات عالم یا علی گفت دمی که روح در آدم دمیدند زجا برخاست آدم یا علی گفت چگونه زنده می شد جان مرده یقین عیسی ابن مریم یا علی گفت علی را ضربتی کاری نمی شد گمانم ابن ملجم یا علی گفت مگر خیبر زجایش کنده می شد

یقین آنجا علی هم یا علی گفت .

نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 22:50 توسط پگاه| |

معلوم نیست چی کار کردن که مردم بیچاره جرات هیچ کاری ندارن به جای سفره ی سبز افطار سفره ی ابی میچینن !!! جدی میگم خودم دیدم . . . 

فکر کنم تا چند وقت دیگه امام زاده ها رو هم به جرم اینکه پارچه و چراغ سبز زدن ببندن .

نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 0:55 توسط پگاه| |

نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 16:10 توسط پگاه| |

 
نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 15:14 توسط پگاه|

مراقب افکارت باش که گفتارت میشود

مراقب گفتارت باش که رفتارت میشود

مراقب رفتارت باش که عادتت میشود 

 مراقب عادتت باش که شخصیتت میشود 

و مراقب شخصیتت باش که سر نوشتت میشود.

 

 

رمضان . . .

نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 14:30 توسط پگاه| |

قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت